تبليغاتX
سکوت

 

سکوت

اينگونه دلتنگي گفتن ندارد . اما تو چنان حس گفتن را در من لبریز میکنی که اگر نگویم می میرم...

 

قصه گاز اشك آور و پليس ضد شورش و باتوم ،باز هم بر ضدّ دانشجويان

پيش روي من اخبار اعتصاب دانشجويان در سوربن فرانسه قرار گرفته

به 6 سال پيش برميگردمتلويزيون تصاوير دانشجويان معترض را نشان مي دهد در حاليكه تصاوير حمله وحشيانه پليس تحت سانسور شديد خبري قرار گرفته

دانشجوياني مي ديدم كه با دستمال صورت خود را پوشانده بودند و مامورين آرام! در صدد جلوگيري از اغتشاش!!!

پرتاب سنگ و آتش از سوي دانشجويان و در مقابل ماموران با لباس و زره و آرام تر از هميشه

اينها تصاويري بود كه از تلويزيون ايران پخش مي شد آنجا دانشگاه تهران بود

حادثه بازهم تكرار شد و اينباز در پاريس

اينجا دانشگاه سوربن

×׫نينا» دختر دانشجوي معترضي كه پليس با گره زدن موهايش به دورِ دست، او را بيرون از دانشگاهِ 700 ساله سوربن ميكشيدند فرياد ميزد: ((براي آينده ما جهنم نسازيد!))

 

پليس ضد شورش از ساعات اوليه شنبه شب ، دانشگاه سوربن را با 600 دانشجوي داخل آن محاصره كرد .پليس براي ورود به سالن قديمي سوربن مجبور شد صندلي و ميزهايي را كه به عنوان سدّ بين دانشجويان و پليس بود شكسته و با پرتاب گاز اشك آور ،آنها را مجبور به تخليه كرد.

به گفته دانشجويان حال تعدادي از معترضان مناسب نيست.دانشجويان مي گويند تعدادي از همفكرانشان ناپديد و حدود 11 نفر دستگير شده اند.«نيكولاس بودات» از مسئولان امور دانشجويي نيز در مصاحبه اي اعلام كرد : ((300 نفر با شكستن پنجره هاي اين دانشگاه قديمي وارد اين دانشگاه شدند.))

چه ميتوان گفت؟ آيا اين حادثه نيز به زودي فراموش خواهد شد؟آيا در دادگاه پاريس نيز دزد ريش تراش محاكمه خواهد شد؟آيا فرمانده نيروهاي پليس نيز تشويق خواهد شد؟ آيا فرمانده عمليات اينجا نيز لبخند رضايت از جنايت خود خواهد زد؟

هزاران سوال در ذهنم نقش بسته كه هركدام سر درازي دارد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 اسفند1384ساعت 4:29 بعد از ظهر  توسط حمید  |