|
|
|
اينگونه دلتنگي گفتن ندارد . اما تو چنان حس گفتن را در من لبریز میکنی که اگر نگویم می میرم... |
|
داریم به سالگرد اون روزها نزدیک می شیم زیاد نمونده نمیدونم چطور میگذره اما... یادش بخیر... (مگه نه؟) فقط من و تو می دونیم که چه خوش گذشت بیا و به کسی نگیم بیا و یه قولی بده که اون روزها فقط مال خودمون بمونه قبوله؟ از امروز شمارش معکوس اولین سالگرد خوبیها شروع میشه
منم اینها رو می نویسم فقط برای تو یادته همین چند ماه پیش که توی یه جشن تولد بودی شمع تولد خودمون رو فووت کردیم؟ حالا هم منتظر می شینیم و درست ۷ روز دیگه همینجا شمعهای این سالروز رو فووت میکنیم موافقی؟
+
نوشته شده در چهارشنبه 29 آذر1385ساعت 8:9 بعد از ظهر توسط حمید
|
أنا عيني عليك قلبي بايديك
انت الناهي و الآمر
+
نوشته شده در شنبه 11 آذر1385ساعت 12:10 بعد از ظهر توسط حمید
|
|