|
|
|
اينگونه دلتنگي گفتن ندارد . اما تو چنان حس گفتن را در من لبریز میکنی که اگر نگویم می میرم... |
|
دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره با تو نفس کشیدن پایان انتظاره اگه نباشی می میرم بیا که عمر از سر گیرم
+
نوشته شده در سه شنبه 31 اردیبهشت1387ساعت 4:21 بعد از ظهر توسط حمید
تملی معاک ولو حتی بعید عنی فی قلبی هواک تملی فبالی و فقلبی و لا بنساک تملی حبیبی یشتاق لک ولو حوالیه کل الکون یا حبیبی محتاج لک معاک قلبی معاک روحی یا اغلی حبیب و مهما تکون بعید عنی لقلبی قریب و مهما تکون بعید عنی لقلبی قریب یا احلی نصیب تملی حبیبی بشتاق لک
+
نوشته شده در دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت 3:25 قبل از ظهر توسط حمید
|
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
+
نوشته شده در شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 2:23 قبل از ظهر توسط حمید
سيدة عمري الفاضلة هذه رسالة عاجلة سيدة عمري الفاضلة
+
نوشته شده در پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 2:10 قبل از ظهر توسط حمید
سوف اشتاقك يا ضميرا و يا نبضا متجددا في سمائي يلهمني الصمود و الاباء الذي لا يرضي غير الحق بديلا -------------------- هر چي آرزوي خوبه، مال تو هر چي که خاطره داري، مال من
اون روزاي عاشقونه ،مال تو اين شباي بي قراري مال من من و حسرت با تو ما شدن تويي و بدون من رها شدن
+
نوشته شده در سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 3:27 قبل از ظهر توسط حمید
من و تو دور از هم میپوسیم
غم از وحشت پوسیدن نیست غم از زیستن بی تو در این لحظه پر دلهره است
دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست از سر این بام این صحرا این دریا پرخواهم زد خواهم مرد و غم تو این غم شیرین را با خود به خاک سرد خواهم برد
+
نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 10:57 بعد از ظهر توسط حمید
|
امشب تنها به تو میگویم: اتری علشان الحب قلبی معاک تملی معاک
+
نوشته شده در دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 11:29 بعد از ظهر توسط حمید
|
چه زيباست بخاطر تو زيستن و چه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن و تو خوب می دانی بدون تو مرگ برایم گواراترين زندگي است اي کاش مي دانستي مرز خواستن کجاست
+
نوشته شده در سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 11:7 بعد از ظهر توسط حمید
|