تملی معاک ولو حتی بعید عنی

 

کل عام و انت حبیبی کل عام و انت بخیر

كل عام و انت نصيبي مهما في الدنيا يصیر

کل عام و انتی حیاتی کل عام و انتی هوای

احساسي انتي و ذاتي دايم عمري معاي

۸۸۸۸۸۸۸۸

یومی انا فی غیبتک عنی سنه

انتي انا و انا بدونك مين أنا

يلا نطفي النور

 

يلا ندخل بعام جديد

 

يا عساه العمر كله للفرح و الحب عيد

 

مهما يكون شاغل غرامك في العيون

 

عنك أنا متستغني يا القلب الحنون

 

۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸

 

احلى الليالي تجمعنا في الفرحة سوى

 

لو في الخيال احيى معك لحظة هوى

 

حبك خيال يكبر و يكبر كل عام

 

اول غرام فی عمری و مسک الختام

میگذرم...!

 

دنیای من در خدمت من است تا هر آنچه که می خواهم و اراده می کنم برای من مهیا کند

خداوند استعداد ها و توانا یی های بسیاری در وجودم نهاده که باید آنها را بیابم ، به کار گیرم

 و از زندگی لذت ببرم...

با بخشش دیگران خود را از بند کینه ها و کدورتها آزاد می کنم و آرام و رها می شوم.

بخشش هدیه ایست که به خود می دهم

سلام دوستان

چند وقت اخیر اتفاقاتی اینجا افتاد که هرچه سعی کردم اونها رو فراموش کنم نشد و اتفاقاتی همچنان افتاد که منو مجبور کرد شمارو در جریان بگذارم

نمیخوام از آغاز رو تعریف کنم که برای خوندنش کافیه به پستها و کامنتهای ۱ ماه گذشته تا حال  بیشتر دقت کنین

و اما دیروز عصر شخصی به نام "تنها"کامنتی داد و از من اجازه نوشتنی مثل گذشته خواست و من از حق خودم به عنوان مدیر وبلاگ استفاده کرده و با قرار دادن شروطی ارسال کامنتها رو محدود کردم و حالا می خونیم ادامه ماجرا رو از امروز!!!

"تنها" نوشت:

                                                          

نويسنده: تنها

جمعه 5 آبان1385 ساعت: 17:52

((  فکر می کنم امر بر شما خیلی مشتبه شده از اینکه من برای شما احترام قائل شدم

حسابی اب و روغن قاطی کردید

شما و امثال شما را خوب می شناسم که شدیدا دوست دارند حکومت کنندو همه ی مردم زیر دست و غلام حلقه

به گوش انها باشند این را می توان از شرط و شروط مسخره ای که گذاشتید براحتی

فهمید اگه واقعا این قدر که تظاهر می کنید از کامنت احساسی بدتان می اید پس

این همه پست عاشقانه ای که به عربی و فارسی می گذارید چیست ؟؟

ادمهای دمدمی مزاجی مثل شما هیچ وقت به جایی نمی رسند چون همیشه

خودشان را برتر می بینند و هر چه که می خواهند انجام می دهند و در عین حال

بقیه را از انجام ان منع می کنند!! در حالی که همه و از جمله خودشان می دانند که

طبلی تو خالی بیش نیستند !.

( دوست من ،من هم شما را نمی شناسم ) این جمله ی مسخره و کلیشه ای را

بارها در وبلاگتان مشاهده کردم در حالی که هر ادم عاقلی می داند که بینندگان

یک وبلاگ ممکن است از هر نقطه ای از خاک ایران باشند و مضحک است که شما

بخواهید همه ی انها را بشناسید !

 

نويسنده: تنها

جمعه 5 آبان1385 ساعت: 18:15

کاش کامنت قبلی تان را پاک نمی کردید تا نسیمی دیگر از این باغ رنگارنگ بر ما

معلوم میشد . اصلا می خواهم بدانم دلیل عصبا نیتتان چه بوده ؟؟

این همه اعلان حقارت برای چیست ؟؟

به نظر من شما هنوز تکلیفتان هم با خودتان معلوم نیست من از ادمهای ترسو و

متظاهر متنفرم از کسانی که در فکر کوچکشان با یک حرف معمولی به اوج احساس

می رسند ! و با یک تلنگر ظریف به منتهای عصبانیت !!

متاسفم که بگویم شما هیچ وقت یک وکیل یا حقوقدان موفق نخواهید شد !!

(این نکته را همواره به خاطر بسپارید چون من بر خلاف شما از روی عصبانیت حرف نمیزنم)

فکر می کنم شما به مسائل سیاسی هم علاقمند باشید که در این صورت باید نقد

های جسورانه و گزنده و در عین حال پر از واقعیت مرا در روز نامه ها خوانده باشید


پس بر خلاف فکر شما من فقط یک ادم احساسی نیستم بلکه در کنار جهان پر پیچ و

خم سیاست ، دنیای پاک احساسم را هم حفظ کرده ام و باز بر عکس شما که

ادمی تک بعدی و کوتاه نظر هستید من همه ی ابعاد زندگی را با هم دارم و راز

موفقیتم نیز همین است

موجودات حقیری مثل شما را حتی از خودتان بهتر می شناسم چون رشته ی

تحصیلی ام این است کسانی که همیشه باید عزیزی ! را به یدک بکشند تا راه را از

بیراهه نشانشان بدهد تا مبادا به خطا بروند .

 

نويسنده: تنها

جمعه 5 آبان1385 ساعت: 18:30

می دانم که الان حسابی حالتان گرفته شده ( به عزیزتان بگویید یک لیوان اب خنک

برایتان بیاورد) و مترصد این هستید که چه جوابی بدهید و البته ادمهای کم جنبه و

ضعیفی مثل شما راحت ترین راه را انتخاب می کنند یعنی پاک کردن کامنت ( کاری

که قبلا هم کردید) و در واقع یعنی پاک کردن صورت مسئله ! به همین سادگی !!

از اینکه مدتی شما را با لایقترین و عزیزترین موجود روی زمین متشابه دیدم خنده ام

می گیرد . روح پاک و اسمانی او کجا و پیله ی خاک گرفته ی شما کجا؟؟ شما حالا

حالاها باید تلاش کنید تا به گرد پای او برسید ( جدا برید یه لیوان اب بخورید )

خب فکر می کنم خیلی عصبانی شدید اشکالی ندارد چون عزیزی کنار دستم نبود

تا از من بخواهد مهربانانه تر و بهتر بنویسم

کوچک زمینی !! خوش باشی
))

 

 

مطمئنا شما هم این رو حق من می دونید که بخوام از خودم دفاع کنم

 

خدمت "تنها"


اگه اجازه بدين از ابتداي فرمايشات شما شروع ميكنم
بايد به عرضتون برسونم كه در اينكه براي من احترام قائل شديد هيچ شكي نيست و دليل اين حرف هم در جوابهايي كه براي كامنت شما در گذشته داده ام مشهود است
از علاقه من به حكومت و دستور دادن نوشتيد و در پاسخ به عرضتون ميرسونم كه از اينكه چند تن مردم  حلقه به گوش من باشند هيچ احساس خوشي لااقل  به من دست نداده و نميدهد و خوشبختانه  در رفتارم با  اطرافيانم  اين برداشت ناصحيح شما آشكار است كه البته اين انتظار نمي رفت كه تا منو نشناخته ايد چنين اظهار نظر بي پروايي كنيد

راجع به كامنت احساسي و تظاهر به عدم علاقه ام به كامنت احساسي  نوشتيد و در پاسخ بازهم ميگويم  اگر من در وبلاگم از كلمات عاشقانه عربي  استفاده كردم فقط براي نمودهاي ذهني وبلاگم بوده و نه براي هر كسي كه اون نوشته ها رو مي تونه بخونه
احساسات هر كسي براي من ارزش شنيدن و ديدن و خوندن نداره و هنوزهم معتقد به آن هستم و هيچ نيازي به تظاهر آن براي شما نبوده و نيست
فرمودين من آدم دمدمي مزاجي هستم كه خودم رو برتر از ديگران مي بينم در حليكه بايد بدونين كه اينگونه نيست و من به شخصه براي هر دوست و هر انساني حتي شما احترام فراوان قائلم و زالوي  خودبرتر بيني در وجود من رشد نكرده
و اما در رابطه با آن طبل توو خالي بايد بگم كه آن طبل توو خالي هم شماييد و من اصلا هيچ نيستم

راجع به شناخت  فرمودين و بايد به عرضتون برسونم حق با شماست  اما بايد  بدونين شناخت شما و يا ديگراني كه ممكنه به وبلاگ من سر بزنن هيچ اهميتي براي من  به شخصه نداره و فقط به خاطر سوالي كه براي بعضي ها پيش آمده بود خواستم بدونن كه من شما رو نميشناسم و شناختتون براي من اهميتي نداره
===============================
در كامنت قبلي ازتون خيلي صريح درخواست كرده بودم كه به وبلاگ من نياييد و اگه مياييد كامنت نگذاريد چون هر كامنت شما تبعاتي برام داره و عصبانيت من از اين بابت بود در ضمن سعي خواهم كرد اون جمله زشت شما رو فراموش كنم
راجع به تكاليفم حساب روشن است و من كماكان طبق صلاح خود و افكار خود به زندگي ادامه ميدم و ترس و تظاهر برداشت غلطي چون ديگر برداشتهاي شما بود و البته دور از ذهن نيست چون شما به شدت عصباني بوديد و منهم به خاطر همين قضيه شما رو براي اداي چنين جملاتي خواهم بخشيد
  البته شما راجع به اهداف من درست حدس زديد و ازاينكه نظر شخصي خودتون رو گفتين  خيلي خوشحالم  بنده  تمام سعي خودم رو براي جامه عمل پوشوندن به آرزوهام مي كنم
در جوابتون فقط به 1 بيت شعر  قناعت ميكنم كه شخصي در جواب يك عيب جو گفت:بتر زانم كه خواهي گفتن آني/كه دانم عيب من چون من نداني
و اما مسائل سياسي
آري و من به سياست كمتر از حقوق علاقه مند نيستم اما مدتيه كه بيشتر سعي ميكنم به حقوق بپردازم و از سياست دوري كنم 2 نقد من هم در روزنامه نوروز و در جواب صحبتهاي آقاي مرتضي نبوي چاپ شده بود كه بعد از اون و بعد از مصادف شدن با تعطيلي روزنامه هاي صبح ديگه نقدي براي چاپ ننوشتم و هيچ وقت اون دوران تكرار نخواهد شد و ديگه حتي از يادآوري اون لحظات  حس خوبي ندارم و من نقدهاي شما رو نخوندم اما در پاسخ مفصلي كه به كامنت من دادين ميشه به قلم شما پي برد

از اينكه فكر ميكنيد آدم موفقي هم هستيد جاي بسي خوشحاليه اما بايد بدونين بيش از نصف موفقيت  تفكر درسته كه ميبينم از اين موهبت بي نصيب موندين
        به موجودات حقير اشاره كرديد كه اين نهايت جسارتيه كه كسي ميتونه به خودش بده و اين  جسارت منفور رو من نديده و نشنيده ميگيرم و از كنار اين جمله شما ميگذرم من از اينكه  در اظهاراتم به خطا برم هيچ ترسي ندارم اون عزيز بعد از خوندن اون كامنت از من خواست كه اونو ازوبلاگ بردارم وبعد از مخالفت من ازم خواست برای احترام به شما لااقل لحن اون رو بهتر كنم و من هم سعي كردم اونو تصحيح كنم و البته حالا ميبينم كه نيازي به اون احترام نبوده و نيست
چه جالب كه بازهم به خطا رفتي و در آن خيال خامي كه حسابي حال حميد رو گرفتي اما زهي خيال باطل دوست من
 آن جمله هم ناشي از ضعف و سستي جنبه شماست كه چنين بچه گانه به گفتار خود مي باليده  و از اينكه توانستي حرفهاي در گلو مانده ات رو به زبان بياري خوشحالي اما به ياد داشته باش كه هيچ دلم نميخواد  كلمه "عزيزت" بازهم از  ذهنت عبور كنه چون تو هنوز كوچكتر از اوني هستي كه بخواي از عزيزي كه براي من عزيزه حرف بزني و در جملات از اين لفظ استفاده كني
و البته  از لفظ ضعیف و كم جنبه در اشاره به من استفاده كردي كه هيچ اشكالي نداره و بابتش تورو راحت ميبخشم ولي بدون و شاهد باش كه كامنت شما پاك نشده و حالا جواب سخنان گزافت رو خواهی خوند

و اما از اشتباهت در تشابه بايد بگم كه موافقم
خود من هم در پاسخ به همان اولين كامنتهاي شمانيز گفته بودم كه هيچ كس ياراي شباهت به عزيزان مارا ندارد و شما در اشتباهيد از اينكه مرا شبيه عزيز از دست رفته خود دانسته اي پس بازهم در اشتباهي دوست من و خوشحالم كه حال به اشتباه آن روز خود پي برده اي و بدان كه با تمام احترامي كه براي او قائلم هيچ تلاشي براي رسيدن به جايگاه وي ندارم و مطمئن باش
و در اخر بگويم كه حال كه فكر ميكني سخت عصبانيم بايد بداني بازهم در اشتباهي و تورا بابت الفاظ زشتي به من نسبت دادي مي بخشم
خدا نگه دار تو
   

 

 

 

ماَ في عَيشْ اِلا مَعَکْ

ماَ فِي كون اِلا اَلَكْ

 

دخلك صَدق كَلامي

قلبي وَروحي مَعَكْ

 

 لَو مَهما صار

ما بَبقى لِحالي

=========================

بدون تعارف میگم

تنها حرفیه که منو آروم کرده امشب

شب بخیر