بازهم بدون تو...
دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره با تو نفس کشیدن پایان انتظاره
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم
دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره با تو نفس کشیدن پایان انتظاره
اگه نباشی می میرم
بیا که عمر از سر گیرم
ولو حتی بعید عنی فی قلبی هواک
تملی فبالی و فقلبی و لا بنساک
تملی حبیبی یشتاق لک
ولو حوالیه کل الکون
یا حبیبی محتاج لک
معاک قلبی معاک روحی یا اغلی حبیب
و مهما تکون بعید عنی لقلبی قریب
و مهما تکون بعید عنی لقلبی قریب یا احلی نصیب
تملی حبیبی بشتاق لک
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
سيدة عمري الفاضلة
هذه رسالة عاجلة
سيدة عمري الفاضلة
ويروح النوم من عينى
دة بيجرى
مجروح قرب يا طبيبى
بنادى عليك اسمعنى
عن حبك مين
يا اغلى حبيب
من قلبى قريب
اسمع للشوق واسمعلى
مش ذنبى ان انا حبيتك
وجوة عينية داريتك
عن كل الناس يا كل الناس
ما كفاية بعاد وارجعلى
سوف اشتاقك يا ضميرا و يا نبضا متجددا في سمائي
يلهمني الصمود و الاباء الذي لا يرضي غير الحق بديلا
--------------------
هر چي آرزوي خوبه، مال تو
هر چي که خاطره داري، مال من
اون روزاي عاشقونه ،مال تو
اين شباي بي قراري مال من
من و حسرت با تو ما شدن
تويي و بدون من رها شدن
دور از هم میپوسیم
غم از وحشت پوسیدن نیست
غم از زیستن بی تو در این لحظه پر دلهره است
دیگر از من تا خاک شدن راهی نیست
از سر این بام
این صحرا
این دریا
پرخواهم زد
خواهم مرد
و غم تو این غم شیرین را
با خود به خاک سرد خواهم برد
اتری علشان الحب
قلبی معاک
تملی معاک
چه زيباست بخاطر تو زيستن
وبراي تو ماندن و به پاي تو مردن و به عشق تو سوختن
و چه تلخ وغم انگيز است دور از تو بودن
براي تو گريستن و به عشق و دنياي تو نرسيدن
و تو خوب می دانی بدون تو مرگ برایم گواراترين زندگي است
بدون تو و به دور از دستهاي مهربانت زندگي چه تلخ و ناشکيباست
اي کاش مي دانستي مرز خواستن کجاست
و اي کاش مي ديدي قلبي را که فقط براي تو مي تپد