دلم برات تنگه و هيچ چيز نميتونه اونو آروم کنه مها

===================

آرزوي محاليست مي دانم اما

بگذار آن باشم که با تو تا آخرين لحظه زندگي خواهم کرد

بگذار آن باشم که با صداقت با تو درد و دل مي کند

و با يکدلي و يکرنگي زندگي مي کند

بگذار آن باشم که براي عشقت جان خواهد داد

بگذار اينک که تنها تو را دارم

 هماني باشم که در شادي هايت  مي خندد و در غم هايت با تو شريک است

بگذار هماني باشم که به داشتن چنين عشقي مانند تو افتخار مي کند . . .

بگذار کسي باشم که وقتي کلمه دوستت دارم را بر زبان مي آورد

 اشک از چشمانش سرازير مي شود

بگذار هماني باشم که تو مي خواهي

هماني که خود آرزو دارم. . .

بگذار کسي باشم که با احساس سخن بگويد

و از تمام وجود عاشق و دل شيفته تو باشد . . .

بگذار کسي باشم که زمان تنهايي اش  تو همان تنهايي او باشي

 و زمان خوشبختي اش همان خوشبختي او !

بگذار همان باشم

بگذار با تو باشم