یادی از دفتر خاطرات مشترکمون
۴ بهمن ۱۳۸۵
من دست خود را به تو میدهم وعشقم را به تو میدهم , گران بها تر از هر پول من قلب
خود را به دستان تو میدهم ، بجای هر خطابه و هرقانون
تو نیز دستانت را به من خواهی داد؟...
با من سفر خواهی کرد؟
با هم خواهیم بود آیا همه عمر را؟... تا آنجا که زنده ایم؟...
دلم تنگه برات
+ نوشته شده در شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۷ ساعت ۲:۴۱ ق.ظ توسط حمید